ترجمه "opad" به فارسی
بالا, فراز, ابَر بهترین ترجمه های "opad" به فارسی هستند.
opad
-
بالا
adverbHvis vi taber et æble og det går opad så vil vi diskutere tyngdekraften.
روزی که سیبی را رها کنیم و به سمت بالا برود، بحثی درباره جاذبه خواهیم داشت.
-
فراز
adverb -
ابَر
-
بُرز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن