ترجمه "operation" به فارسی

عملیات, عملیات, عملیات نظامی بهترین ترجمه های "operation" به فارسی هستند.

operation w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملیات

    noun

    De har sikre efterretninger om en stor operation.

    اونا اطلاعات اساسی دارن برای یه عملیات بزرگ.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " operation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Operation
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملیات

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Operation " Skaf ringen " er i gang.

    عملیات برگردوندن حلقه شروع میشه

  • عملیات نظامی

تصاویر با "operation"

عباراتی شبیه به "operation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "operation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه