ترجمه "ordbog" به فارسی

لغتنامه, فرهنگ, فرهنگ لغت بهترین ترجمه های "ordbog" به فارسی هستند.

ordbog noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • لغتنامه

    noun

    Og for det andet, giver jeg Dronningen skylden, fordi ordbøger har virkelig ikke ændret sig.

    و ثانیا ملکه را سرزنش میکنم چون لغتنامه ها هیچ تغییر نکردهاند.

  • فرهنگ

    noun

    De missionærer der rejste ud, lærte sig sprogene uden hjælp af ordbøger eller lærebøger for begyndere.

    میسیونرها آمدند و این زبانها را بدون در دست داشتن کتاب آموزشی یا فرهنگ لغت فرا گرفتند.

  • فرهنگ لغت

    De missionærer der rejste ud, lærte sig sprogene uden hjælp af ordbøger eller lærebøger for begyndere.

    میسیونرها آمدند و این زبانها را بدون در دست داشتن کتاب آموزشی یا فرهنگ لغت فرا گرفتند.

  • ترجمه های کمتر

    • کتب لغت
    • ferengnāme
    • قاموس
    • لغت
    • واژه نامه
    • واژهنامه
    • کتاب لغت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ordbog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ordbog"

عباراتی شبیه به "ordbog" با ترجمه به فارسی

  • فرهنگ · لغت · لغتنامه
اضافه کردن

ترجمه های "ordbog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه