ترجمه "organ" به فارسی

اندام ترجمه "organ" به فارسی است.

organ neuter
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندام

    noun

    strukturel fysiologisk enhed

    Det man dør af er tiltagende organ svigt, i luftvejene, hjertet, nyrerne, det organerne indeholder.

    اونچه بیشتر ازش میمیرید، از کار افتادن اندامهاست، اعضای تنفسی، قلبی، کلیوی شما، هر اندام داخلی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " organ " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "organ"

عباراتی شبیه به "organ" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "organ" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه