ترجمه "oxygen" به فارسی

اكسيژن, اکسیژن, ترشمایه بهترین ترجمه های "oxygen" به فارسی هستند.

oxygen noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اكسيژن

  • اکسیژن

    noun

    Det hele er bundet af oxygen og selikater.

    اون همه جا با اکسیژن و سیلیکات احاطه شده است.

  • ترشمایه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oxygen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oxygen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه