ترجمه "pandekage" به فارسی
پنکیک, کرپ بهترین ترجمه های "pandekage" به فارسی هستند.
pandekage
noun
common
w
دستور زبان
-
پنکیک
Alt du skal gøre, er at gøre pandekager i morgen!
تمام کاری که میکنی اینه که صبح ها پنکیک درست کنی!
-
کرپ
nounMen jeg har lavet pandekager.
اما من " کرپ " درست کردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pandekage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pandekage"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن