ترجمه "pas" به فارسی
گذرنامه, پاسپورت, حزب اسلامی پان مالزی بهترین ترجمه های "pas" به فارسی هستند.
pas
noun
Noun
neuter
دستور زبان
-
گذرنامه
nounLige nu er du en mand uden pas.
در حالِ حاضر شما يک مردِ بدون گذرنامه هستيد
-
پاسپورت
Og jeg fandt et pas med et billede af mig.
و يه پاسپورت با عکس خودم پيدا کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pas
-
حزب اسلامی پان مالزی
-
گذرنامه
nounPas, id-kort og et nyt liv.
گذرنامه ها ، کارتهای شناسایی ، یه زندگی جدید.
تصاویر با "pas"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن