ترجمه "periode" به فارسی
پریود, دوره بهترین ترجمه های "periode" به فارسی هستند.
periode
noun
common
دستور زبان
-
پریود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " periode " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Periode
-
دوره
Begivenhederne synes at vise at den simpelt hen følger lige efter den foregående periode.
شواهد تاریخی نشانگر آنند که این دوره در پی دورهٔ پیش آمده است.
عباراتی شبیه به "periode" با ترجمه به فارسی
-
دوره باستانشناسی
-
مهلت اعتباری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن