ترجمه "pianist" به فارسی

نوازنده پيانو, نوازنده پیانو, پیانیست بهترین ترجمه های "pianist" به فارسی هستند.

pianist
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوازنده پيانو

    Hans far er pianist-

    اما مجبوره توش زندگي کنه پدرش يک نوازنده پيانو است

  • نوازنده پیانو

    موسیقیدانی که پیانو مینوازد

  • پیانیست

    Jeg har en ven, hvis far er en kendt pianist.

    من دوستی دارم که پدرش پیانیست مشهوری است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pianist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pianist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه