ترجمه "pil" به فارسی

تیر, بید, بید مجنون بهترین ترجمه های "pil" به فارسی هستند.

pil noun verb common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیر

    noun

    Også torden og lyn er i hans hånd, som et spyd eller et pilekogger fyldt med pile.

    او همچنین رعد و برق را همانند نیزه و یا بارانی از تیر به کار خواهد گرفت.

  • بید

    noun
  • بید مجنون

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فلش
    • tir
    • پیکان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pil

Pil (symbol)

+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلش

    Pilen viser hvor kapitel 39 slutter

    پایان باب سی و نه با فلش علامتگذاری شده است

تصاویر با "pil"

عباراتی شبیه به "pil" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه