ترجمه "pind" به فارسی
چماق, چوب, چوبک بهترین ترجمه های "pind" به فارسی هستند.
pind
noun
common
w
دستور زبان
-
چماق
noun -
چوب
nounDu har vundet min respekt med dine pinde og fyrrekogler.
و بخدا قسم با اين چوب هات و ميوه کاج هات کاري کردي بهت احترام بذارم.
-
چوبک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pind"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن