ترجمه "pizza" به فارسی
پیتزا ترجمه "pizza" به فارسی است.
pizza
noun
common
دستور زبان
-
پیتزا
nounنوعی غذای ایتالیایی
Det var for koldt til at bade, så vi sad på et tæppe og spiste pizza.
خیلی سرد بود که بریم توی اب پس روی یه پتو نشستیم و پیتزا خوردیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pizza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pizza"
عباراتی شبیه به "pizza" با ترجمه به فارسی
-
کلزون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن