ترجمه "port" به فارسی

دروازه, درگاه, بندر بهترین ترجمه های "port" به فارسی هستند.

port noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروازه

    noun

    En pige og hendes νenner νil gå gennem porten νed midnat.

    دخترک و دوستاش نيمه شب از دروازه رد ميشن.

  • درگاه

    noun

    Jeg tror, en port til en anden dimension vil være ret tydelig.

    فکر می کنم یه درگاه به بُعد دیگه خیلی تابلو باشه

  • بندر

    noun

    Og vor tyrkiske ven Orhan vil vogte Langa Porten.

    و دوست تُرک ما ، اورهان ، از بندر لانگا محافظت مي کند.

  • ترجمه های کمتر

    • بندرگاه
    • در
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " port " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "port" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "port" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه