ترجمه "position" به فارسی
حال, حالت, وضع بهترین ترجمه های "position" به فارسی هستند.
position
-
حال
nounVi er ikke i en position hvor publikummet reagerer på nyhederne.
ما با زمان واقعی تقابل داریم. ما در موقعیتی نیستیم که شنوندگان در حال واکنش به اخبار باشند
-
حالت
nounBytter position, dans druider.
! تغییر حالت, رقص کاهنین
-
وضع
noun
-
ترجمه های کمتر
- وضعیت
- پست شغلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " position " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن