ترجمه "pris" به فارسی
قیمت, ارزش, بها بهترین ترجمه های "pris" به فارسی هستند.
pris
noun
verb
common
w
دستور زبان
-
قیمت
nounOmvendelse er da hans gave til os, købt for en meget høj pris.
بنابراین، توبه، هدیۀ او برای ما است، که به قیمت گرانبهائی خریداری شده است.
-
ارزش
nounMan bør sætte pris på visdom, selv når de fleste andre ikke gør det.
این که کسی برای حکمت ارزش و اعتباری قائل نباشد از ارزش و اعتبار حکمت نمیکاهد.
-
بها
nounJeg ved nu, at jeg havde forventet at modtage en åbenbaring uden at betale prisen.
من حالا تشخیص میدهم که انتظار داشتم که بدون پرداخت بها وحی دریافت کنم.
-
ترجمه های کمتر
- جایزه
- صدور صورتحساب
- فی
- هزینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pris " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pris"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن