ترجمه "professor" به فارسی

استاد, معلم, پروفسور بهترین ترجمه های "professor" به فارسی هستند.

professor Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استاد

    noun adjective

    Som en professor ved Cambridge havde jeg mange kontakter.

    خب، به عنوان استاد كمبريج، من ارتباطات زيادي برقرار كردم.

  • معلم

    noun

    Men så kom jeg i tanke om Hvad min ikke lineære lignings professor fortalte mig,

    ولي هميشه جمله اون معلم معادلات خطي تو گوشم بود که ميگفت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " professor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Professor
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروفسور

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Professor Freud hævder, at seksualdriften opstår af en enkel trang til nydelse.

    پروفسور " فرويد " ادعا ميکنه که انگيزه جنسي از يک انگيزه ساده به لذت ايجاد ميشه.

عباراتی شبیه به "professor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "professor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه