ترجمه "punkt" به فارسی

نقطه, خال, پوینت بهترین ترجمه های "punkt" به فارسی هستند.

punkt noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    Han fandt ens svage punkt og trykkede på det.

    نقطه ضعف ها رو پیدا میکرد و بعد بهشون فشار می آورد.

  • خال

    noun

    Der ramte jeg vist et ømt punkt.

    زدم نزديکه خال, نزدم ؟

  • پوینت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " punkt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Punkt
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوینت

عباراتی شبیه به "punkt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "punkt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه