ترجمه "punkt" به فارسی
نقطه, خال, پوینت بهترین ترجمه های "punkt" به فارسی هستند.
punkt
noun
neuter
دستور زبان
-
نقطه
nounHan fandt ens svage punkt og trykkede på det.
نقطه ضعف ها رو پیدا میکرد و بعد بهشون فشار می آورد.
-
خال
nounDer ramte jeg vist et ømt punkt.
زدم نزديکه خال, نزدم ؟
-
پوینت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " punkt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Punkt
-
پوینت
عباراتی شبیه به "punkt" با ترجمه به فارسی
-
موضع جی
-
نقطه در اینچ
-
نقطه بحرانی
-
نقطه ایزوالکتریک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن