ترجمه "pyramide" به فارسی

هرم, هرم (هندسه), هرم بهترین ترجمه های "pyramide" به فارسی هستند.

pyramide noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هرم

    noun

    Jeg kan huske, da du faldt ned fra pyramiden til kampen ved skoleballet på første år.

    یادمه از بالای اون هرم توی جشن بازگشت به خونه افتادی ، وقتی سال اول بودیم.

  • هرم (هندسه)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pyramide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pyramide
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هرم

    noun

    Dragerne under Den Store Pyramide bliver slået ihjel.

    اژدهایانی هم که زیرِ هرم بزرگ قرار دارن ، کُشته می شن

عباراتی شبیه به "pyramide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pyramide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه