ترجمه "radar" به فارسی
رادار, رادار بهترین ترجمه های "radar" به فارسی هستند.
radar
-
رادار
nounIkke når vi blokerer deres radar og lukker alarmsystemet ned.
نه تا زماني که رادار و سيستم هشدار رو از کار بندازيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Radar
-
رادار
Jeg ønskede en Doppler Vejr Radar 2000 Turbo.
و من دلم يه رادار هواشناسي داپلر 2000 توربو ميخواست
عباراتی شبیه به "radar" با ترجمه به فارسی
-
رادار دهانه ترکیبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن