ترجمه "radio" به فارسی

راديو, رادیو, میزان کننده بهترین ترجمه های "radio" به فارسی هستند.

radio noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • راديو

    noun

    Det skete, fordi han talte om revolution i radioen.

    اون واسه اين اينطوري شد که توي راديو در مورد انقلاب حرف زده بود.

  • رادیو

    noun

    Jeg har hørt det i radioen.

    من این را از رادیو شنیدم.

  • میزان کننده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "radio"

عباراتی شبیه به "radio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "radio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه