ترجمه "rat" به فارسی

فرمان, رول, فرمان بهترین ترجمه های "rat" به فارسی هستند.

rat noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Sæt en mus i bilen i stedet for et rat.

    تو بايد بجاي فرمان ماشينت ماوس کامپيوتر رو تو دستهات بگيري

  • رول

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rat
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Sæt en mus i bilen i stedet for et rat.

    تو بايد بجاي فرمان ماشينت ماوس کامپيوتر رو تو دستهات بگيري

تصاویر با "rat"

اضافه کردن

ترجمه های "rat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه