ترجمه "rav" به فارسی

عنبر, کهربا, کهربا بهترین ترجمه های "rav" به فارسی هستند.

rav noun verb neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنبر

    noun
  • کهربا

    noun

    De blev fanget i rav sammen med dem, ikke?

    شما تو " کهربا " با اونها بودين ، درسته ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rav " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rav
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کهربا

    noun

    De blev fanget i rav sammen med dem, ikke?

    شما تو " کهربا " با اونها بودين ، درسته ؟

تصاویر با "rav"

اضافه کردن

ترجمه های "rav" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه