ترجمه "reb" به فارسی

طناب, رسن, ریسمان بهترین ترجمه های "reb" به فارسی هستند.

reb
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طناب

    noun

    Mærker efter reb ved håndled, ankler og knæ.

    روي مچ ها ، زانوها و قوزک پاش جاي زخم طناب هست.

  • رسن

    noun
  • ریسمان

    noun

    Han lavede en svøbe af reb og drev alle okserne og fårene ud af templet.

    به همین خاطر تازیانهای از ریسمان ساخت و گلّههای گاو و گوسفند را از معبد بیرون راند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "reb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه