ترجمه "redskab" به فارسی

ابزار, اسباب, ظروف بهترین ترجمه های "redskab" به فارسی هستند.

redskab noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابزار

    noun

    Det andet redskab, vi rækker ud efter, er incitamenter.

    ابزار دومي كه از آن كمك مي گيريم، انگيزه ها هستند.

  • اسباب

    noun
  • ظروف

    noun

    De som „bærer Jehovas redskaber“, må være moralsk og åndeligt rene

    آنانی که «ظروف خداوند» را حمل میکنند باید از لحاظ اخلاقی و روحانی پاک باشند

  • ترجمه های کمتر

    • لوازم آشپزخانه
    • وسایل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " redskab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "redskab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه