ترجمه "regel" به فارسی

قانون, ترتیب, حکم بهترین ترجمه های "regel" به فارسی هستند.

regel noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قانون

    noun

    Den eneste anden regel I skal huske er, gamer generationen, vi kan lide en udfordring.

    تنها قانون باقیمانده که باید بدانید این است که، بازیکن ها، چالش ها را دوست دارند.

  • ترتیب

    noun

    Som regel vil det være bedst at tage lektionerne fortløbende.

    در بیشتر موارد میتوان دروس را به ترتیب، یکی پس از دیگری مورد بررسی قرار داد.

  • حکم

    noun

    (Mattæus 5:28) En sådan undervisning krævede langt større visdom og skelneevne end blot det at opstille strenge og rigoristiske regler.

    (متی ۵:۲۸) یک چنین آموزشی، به حکمت و فطانت به مراتب بیشتری نیاز دارد تا فقط حکم کردن قوانین سخت و کلیشهای.

  • قاعده

    noun

    Denne regel er fremsat i en profeti om babyloniernes belejring af Jerusalem.

    این قاعده در نبوت مربوط به محاصرهٔ اورشلیم به دست بابلیان شرح داده شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "regel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه