ترجمه "reklame" به فارسی
آنونس, آگهی, آگهی بازرگانی بهترین ترجمه های "reklame" به فارسی هستند.
reklame
noun
common
w
دستور زبان
-
آنونس
-
آگهی
nounKvinde. Vi håber vi kan bruge en del af dette i en national reklame, ikke?
امیدواریم بتوانیم بخشی از این را در یک آگهی ملی استفاده کنیم، درست.
-
آگهی بازرگانی
Fortæller: Dette er stedet de valgte til deres falske prøver for en reklame læbebalsam.
این مکانی است که برای وانمود کردن آزمون هنرپیشگی برگزیدند برای آگهی بازرگانی یک مرطوب کننده لب.
-
ترجمه های کمتر
- اعلان
- تبلیغ
- تبلیغات
- خبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reklame " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reklame
-
تبلیغات
Reklamer virker — ellers var der ingen der ville bruge penge på dem.
تبلیغات بسیار مؤثرند، چون که با قدرت تمام روی فکر و رفتار مردم تأثیر میگذارند.
تصاویر با "reklame"
عباراتی شبیه به "reklame" با ترجمه به فارسی
-
تبلیغات تلویزیونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن