ترجمه "relativ" به فارسی

تطبیقی, تفضیلی, نسبی بهترین ترجمه های "relativ" به فارسی هستند.

relativ adjective noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تطبیقی

    adjective
  • تفضیلی

    adjective
  • نسبی

    adjective

    I den forstand indtager de højere myndigheder en relativ stilling i Guds hensigt.

    بدین ترتیب در چارچوبِ مقصود خدا این مقامات از موقعیت و مقامی نسبی برخوردارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relativ " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "relativ" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "relativ" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه