ترجمه "revisor" به فارسی
حسابدار, حسابرس مقرریها, ذی حساب بهترین ترجمه های "revisor" به فارسی هستند.
revisor
noun
common
دستور زبان
-
حسابدار
nounLær ham at kende og han fører dig til revisoren.
باهاش آشنا شو ، اون تورو به سمت حسابدار هدايت ميکنه.
-
حسابرس مقرریها
profession
-
ذی حساب
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revisor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن