ترجمه "rig" به فارسی

غنی, ثروتمند, رایومند بهترین ترجمه های "rig" به فارسی هستند.

rig noun adjective common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • غنی

    adjective
  • ثروتمند

    Og hun var lige ved siden af en meget velstående, olie-rig nabo.

    و اون در کنار یک کشور ثروتمند بود. همسایه نفتی.

  • رایومند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rig"

اضافه کردن

ترجمه های "rig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه