ترجمه "rolig" به فارسی
آرام, بي صدا, خاموش بهترین ترجمه های "rolig" به فارسی هستند.
rolig
adjective
دستور زبان
-
آرام
adjectivePilatus er overrasket over at han kan være så rolig trods de alvorlige beskyldninger.
رفتار آرام او در مقابل این اتهامات بیپایه و اساس، پیلاتُس را متعجب ساخت.
-
بي صدا
-
خاموش
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rolig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن