ترجمه "rosin" به فارسی
کشمش, مویز, کشمش بهترین ترجمه های "rosin" به فارسی هستند.
rosin
noun
common
w
دستور زبان
-
کشمش
nounfor eksempel en rosin for et rigtigt svar —
مثل یه کشمش به ازای هر جواب درست —
-
مویز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rosin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rosin
-
کشمش
nounfor eksempel en rosin for et rigtigt svar —
مثل یه کشمش به ازای هر جواب درست —
تصاویر با "rosin"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن