ترجمه "rotte" به فارسی
muš, موش, موش صحرایی بهترین ترجمه های "rotte" به فارسی هستند.
rotte
noun
common
w
دستور زبان
-
muš
-
موش
nounVi tror det er et hotel, et hotel med mange rotter.
ما فكر مىكرديم اونجا يه هتله، هتلى پر از موش.
-
موش صحرایی
Sid ikke der som rotter!
! مثل موش صحرایی اینجا نشینید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rotte"
عباراتی شبیه به "rotte" با ترجمه به فارسی
-
موش صحرایی قهوهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن