ترجمه "rygrad" به فارسی
ستون فقرات, ستون مهره بهترین ترجمه های "rygrad" به فارسی هستند.
rygrad
noun
common
دستور زبان
-
ستون فقرات
nounJeg har set større rygrad i en snegl.
. حتي يک حلزون ستون فقرات بهتري داره.
-
ستون مهره
nouner rygrade og skeletter, hvor jeg har samlet nogle hundrede stykker.
ستون مهره و اسکلت است، چند صد تاشو جمع کرده ام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rygrad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rygrad"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن