ترجمه "satellit" به فارسی

ماه, ماهواره بهترین ترجمه های "satellit" به فارسی هستند.

satellit w
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماه

    noun
  • ماهواره

    menneskeskabt object i kredsløb

    Jeg har en satellit lige over dit hotel i øjeblikket.

    يکي از ماهواره ها الان روي هتل توئه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " satellit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "satellit"

عباراتی شبیه به "satellit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "satellit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه