ترجمه "selv" به فارسی
حال, حالت, خود بهترین ترجمه های "selv" به فارسی هستند.
selv
noun
pronoun
adverb
neuter
دستور زبان
-
حال
nounDog er betydningen af Guds navn ikke begrænset til hvad han selv vælger at blive.
با این حال، نام خدا فقط به این مفهوم نیست که هر آنچه بخواهد، خواهد شد.
-
حالت
nounSå ved jeg, du atter er dig selv.
اون وقت مي فهمم که به حالت عادي برگشتي
-
خود
nounJeg spørger mig selv om han elsker mig.
از خودم می پرسم آیا او مرا دوست دارد؟
-
ترجمه های کمتر
- خویش
- نفس
- نفس خود
- وضع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " selv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "selv" با ترجمه به فارسی
-
به خودی خود · فینفسه
-
خودروی خودگردان
-
اگرچه · هرچند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن