ترجمه "service" به فارسی
خدمات, سرویس, ظرف بهترین ترجمه های "service" به فارسی هستند.
service
-
خدمات
Han vil være ved service elevatoren om nogle få minutter.
اون تا پنج دقيقه ديگه به به آسانسور خدمات مي رسه
-
سرویس
En anden service lige nu hedder 1,000 Memories.
در حال حاضر سرویس دیگری هست به نام 1000 خاطره.
-
ظرف
nountallerkener, etc.
-
کارد و چنگال
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " service " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "service" با ترجمه به فارسی
-
خدمات نام حافظه اینترنتی
-
خدمات دسترسی اطلاعات
-
نمایش های سرویس دایرکتوری فعال
-
سرور اختصاصی
-
خدمات مدیریت شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن