ترجمه "siden" به فارسی

از, از زمانی که, قبل بهترین ترجمه های "siden" به فارسی هستند.

siden noun conjunction adverb adposition common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • از

    adposition

    Bob blev forlovet med Mary for over et år siden.

    باب بیش از یک سال است که نامزد مری شده است.

  • از زمانی که

    Der er gået ti år siden jeg kom hertil.

    ده سال از زمانی که من به اینجا آمدم، گذشته است.

  • قبل

    adjective

    Disse er historier fra 20, 30 år siden.

    اینها داستانهایی هستند از۲۰ یا ۳۰ سال قبل.

  • پیش

    adposition

    En gammel klassekammerat så Kimmie par uger siden.

    یه همکلاس قدیمی چند هفته پیش کیمی رو دیده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "siden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "siden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه