ترجمه "skat" به فارسی

گنجینه, جان, دلبر بهترین ترجمه های "skat" به فارسی هستند.

skat noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجینه

    noun

    Jeg vil ikke være den skat, der bygger en hær mod min fader.

    من اون گنجینه ای نخواهم شد که باهاش ارتشی علیه پدرم بسازند

  • جان

    noun

    Du skal ikke altid sige hvad du mener, skat.

    عزيز جان هر حرفي که به ذهنت ميرسه رو نگو

  • دلبر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عزیز
    • مالیات
    • گنج
    • انگبین
    • تاکس
    • تقاضای سنگین
    • خراج
    • شهد
    • ملامت
    • مورد علاقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Skat
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالیات

    Deres forældre og børn blev fritaget for alle skatter og former for tjeneste.

    والدین و فرزندانشان را از هر گونه مالیات و اشکال مختلف خدمت معاف میساخت.

عباراتی شبیه به "skat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه