ترجمه "skelet" به فارسی

استخوانبندی, اسکلت, استخوانبندی بهترین ترجمه های "skelet" به فارسی هستند.

skelet neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوانبندی

  • اسکلت

    noun

    Jeg har drømt, at jeg sloges med et kæmpe skelet med sværd i hovedet.

    یعنی خواب دیدم که با یه اسکلت بزرگ که یه شمشیر تو سرش بود مبارزه میکردم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skelet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Skelet
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوانبندی

    داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن شکل میبخشد

تصاویر با "skelet"

اضافه کردن

ترجمه های "skelet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه