ترجمه "skib" به فارسی
قایق, کشتی, كشتی بهترین ترجمه های "skib" به فارسی هستند.
skib
noun
neuter
دستور زبان
-
قایق
nounDet ser ud til, at Ras skibe er måden, vi undslipper på.
داره نشون میده که قایق های " رادیوم " کلید فرار ما هستند
-
کشتی
nounSkibet er kommet ud af kurs.
کشتی از مسیرش منحرف شد.
-
كشتی
-
ترجمه های کمتر
- جهاز
- ناو
- سماری
- لتکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skib " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "skib"
عباراتی شبیه به "skib" با ترجمه به فارسی
-
نفت سنگین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن