ترجمه "skrue" به فارسی
پیچ, pīḫ بهترین ترجمه های "skrue" به فارسی هستند.
skrue
-
پیچ
nounDer var en lang skrue, der stak ud af enden på det.
یه پیچ خیلی بلند از انتهاش بیرون زده بود
-
pīḫ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skrue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "skrue"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن