ترجمه "skyde" به فارسی
تیراندازی کردن, سبز شدن, شلیک کردن بهترین ترجمه های "skyde" به فارسی هستند.
skyde
verb
دستور زبان
-
تیراندازی کردن
Måske begyndte nogen at skyde, da de ikke skulle.
شاید یه نفر تیراندازی کرده درصورتی که نباید انجام می داده.
-
سبز شدن
verb -
شلیک کردن
verbJeg ved ikke, om den kan skyde mere.
مطمئن نیستم که به کسی شلیک کرده باشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skyde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن