ترجمه "skygge" به فارسی

سایه, سايه بهترین ترجمه های "skygge" به فارسی هستند.

skygge verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • سایه

    noun

    De nærmer sig sidste hul i landsfaderens skygge.

    در زیر سایه ی لینکولن بزرگ ، آنها به آخرین مرحله رقابت خود نزدیک می شوند.

  • سايه

    noun

    Du er en stråle af lys i et hus dækket af skygge.

    شما در اين خانه اي که در سايه ها فرو رفته پرتويي از نور هستيد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skygge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "skygge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه