ترجمه "slange" به فارسی
مار, شلنگ, شیلنگ بهترین ترجمه های "slange" به فارسی هستند.
slange
verb
noun
common
w
دستور زبان
-
مار
nounDette guld som en slange længe har ruget over.
طلايي که يک مار مدت زيادي رويش خوابيده بوده.
-
شلنگ
nounFind en slange, der passer i hulet.
کمکم کنید که یه شلنگ اندازه سوراخ پیدا کنم
-
شیلنگ
-
ترجمه های کمتر
- صورت فلکی حیه
- لوله بدون درز
- لوله گذاری
- ماری
- مر
- نصب لوله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slange " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Slange
-
شیلنگ
-
مار
nounMange der tilhørte denne generation af jøder, viste således at de hørte til Slangens afkom.
بدین ترتیب بسیاری از یهودیان آن نسل، هویت خود را به عنوان بخشی از ذریت مار مشخص کردند.
تصاویر با "slange"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن