ترجمه "slave" به فارسی

برده, بردَه, بنده بهترین ترجمه های "slave" به فارسی هستند.

slave verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • برده

    noun

    To slaver sendt fra Remus for at tage mit liv.

    از طرف ريموس براي پايان دادن به زندگيه من دو برده فرستاده شد.

  • بردَه

  • بنده

    noun

    Jeg vil ikke være nogens slave eller noget, man kan bestille over telefonen.

    من بنده کسي يا چيزي نميشم. مخصوصا وقتي ميتوني اون رو از طريق يه تلفن بدون حساب ماليات ، سفارش بدي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slave " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "slave"

عباراتی شبیه به "slave" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slave" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه