ترجمه "slot" به فارسی
دژ, قلعه, رخ بهترین ترجمه های "slot" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Men meldinger fra slottet, fortæller os at dagene bliver kortere. ↔ اما گزارش هاي رسيده از دژ به ما مي گه که روزها کوتاه تر شدن.
slot
noun
neuter
دستور زبان
-
دژ
nounMen meldinger fra slottet, fortæller os at dagene bliver kortere.
اما گزارش هاي رسيده از دژ به ما مي گه که روزها کوتاه تر شدن.
-
قلعه
nounDe havde slagtet alle og brændt slottet ned.
همه رو سلاخي کردن و قلعه رو به آتش کشيدن.
-
رخ
noun -
قصر
nounDet er første gang, jeg er på et fortryllet slot.
اين اولين باريه که توي يه قصر جادويي هستم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "slot"
عباراتی شبیه به "slot" با ترجمه به فارسی
-
قصر متحرک هاول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "slot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Slottet Aaargh.
قصر آررررغ جستجوي ما رو به پايانش هست
Vi tager ikke tilbage til Det Sorte Slot.
قرار نیست به قلعه ی سیاه برگردیم
Med Markes mester i lænker, vil jeg tage slottet D'Or.
با زنجير شدن ( تريستان ) دلاور مارک من قلعه رو فتح ميکنم.
Få Tiden op på sit slot.
زمان رو به قصرش ببريد
Da jeg var ved slottet, kunne jeg stadig føle deres mægtige kærlighed.
وقتي که توي قصر بود ، هنوزم ميتونستم که عشق زيادشون رو نسبت به هم رو حس کنم