ترجمه "sluge" به فارسی
بلع, بلعیدن, بلع بهترین ترجمه های "sluge" به فارسی هستند.
sluge
-
بلع
verb nounBagsiden ved at sluge medicin er dog, at det fører til fortynding.
فرو دادن و بلع هر گونه دارویی منجر به رقیق شدن آن میشود.
-
بلعیدن
verbOg de tynde aks begyndte at sluge de syv gode aks.’
و هفت خوشهٔ خشکیده شروع به بلعیدن هفت خوشهٔ نیکو کردند.›
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sluge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sluge
-
بلع
verb nounBagsiden ved at sluge medicin er dog, at det fører til fortynding.
فرو دادن و بلع هر گونه دارویی منجر به رقیق شدن آن میشود.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن