ترجمه "smadre" به فارسی

شکستن, خراب کردن, پودر کردن بهترین ترجمه های "smadre" به فارسی هستند.

smadre
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکستن

    verb

    Man kan smadre glasset, men man kan ikke holde vejret tilbage.

    شما می توانید شیشه شکستن ، اما شما نمی تواند مانع آب و هوا.

  • خراب کردن

    Verb verb

    At smadre vort beskedne hjem fører ikke til noget.

    نمیدونم آخر و عاقبت خراب کردن وسایل بدبختمون به کجا ختم میشه.

  • پودر کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smadre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "smadre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه