ترجمه "smile" به فارسی

خندیدن, لبخند زدن, تبسم کردن بهترین ترجمه های "smile" به فارسی هستند.

smile verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خندیدن

    verb

    Dette er et billede fra adskillige år senere, da Bragg havde grund til at smile.

    این عکس مربوط به چندین سال بعد است که براگ دلیلی برای خندیدن داشت.

  • لبخند زدن

    verb

    Hele 14 muskler må samarbejde blot for at vi kan smile!

    مثلاً برای لبخند زدن باید ۱۴ ماهیچهٔ صورت خود را همزمان به حرکت درآوریم.

  • تبسم کردن

  • شکفتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "smile"

اضافه کردن

ترجمه های "smile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه