ترجمه "snue" به فارسی
زکام, سرما, سرماخوردگی بهترین ترجمه های "snue" به فارسی هستند.
snue
-
زکام
noun -
سرما
nounGør os alle en tjeneste, før I får snue.
خب قبل از اينکه سرما بخوري يک لطفي در حق همه ي ما بکن
-
سرماخوردگی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " snue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن